(رهام) به هارد رو میز خیره شده بودم. دستم و چسبوندم به پیشونیم و سرمو انداختم پایین، اگه یه ذره زودتر خبرو میشنیدم خب حتمنِ حتما برای هکر یه اقدامی میکردم تا یه کپی از تمااااام اسناد و مدارک توی هارد داشتهباشم اما. اما اگه میفهمیدن. من فقط نگران امیر بودم اونا وجدان نداشتن حتما با روح جسمش بازی میکردن حتما جونشو ازش مییدن و به خانوادش رحم نمیکردن یعنی توی این هارد دیسک چی بود. اسناد تمام آدم کشیاشون قاچاقاشون زمینهایی که هر یه دونشو به صد نفر حتما ,هارد منبع
درباره این سایت